تبلیغات
جاده تنهایی
جاده تنهایی

می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه ی خویش


بازگرد...

در عمق نگاهت چه بود که آنرا ندیدم

در لرزش صدایت چه بود که آنرا نشنیدم

اگر چه هیچ کدام آنها را ندیدم و نشنیدم

ولی..........

صدای قلبم را می شنوم

پر کشیدن روحم را به سوی تو می بینم

پس تو این بار مرا ببخش و بنگر

که چگونه بی تاب تو هستم

.

.

بازگرد.....



نیلوفر


دوشنبه 25 بهمن 1389 توسط نیلوفر علیزاده | مسافر ()



در گذرگاه زمان,خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد عشق ها می میرند رنگ ها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست نا خورده به جا می مانند...

نیلوفر علیزاده

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

RSS 2.0

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار