تبلیغات
جاده تنهایی
جاده تنهایی

می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه ی خویش


دیگر فهمیده ام

دیگر فهمیده ام که اگر کسی را دوست داشته باشی روزگار اونو ازت می گیره تا همیشه دنبالش بگردی

دیگر فهمیده ام که اگر کسی را دوست داشته باشی او تو را دوست ندارد (حداقل به اندازه خودت)

دیگر فهمیده ام که اگر کسی مرا دوست داشته باشه من او را دوست ندارم (ـحداقل نه به اندازه خودش)

دیگر فهمیده ام که آدم ها دو قطب هم نام آهنربا هستند که هرچه به هم نزدیکترند کمتر به هم تمایل دارندو هر چه دورترند...

دیگر فهمیده ام که نباید به خودم اجازه دوست داشتن بدم نباید کسی را دوست داشته باشم

نباید از کسی بخوام که کنارم باشه نباید از کسی بخوام که همون جوری که دوستش دارم دوستم داشته باشه

.

.

.

.

دیگر فهمیده ام که 

.

.

.

حتی اگه روزی نیمه خودم را پیدا کنم او مرا نیمه خود نمی داند...



نیلوفر

                                                                                             



سه شنبه 24 اسفند 1389 توسط نیلوفر علیزاده | مسافر ()



در گذرگاه زمان,خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد عشق ها می میرند رنگ ها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست نا خورده به جا می مانند...

نیلوفر علیزاده

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

RSS 2.0

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار