تبلیغات
جاده تنهایی
جاده تنهایی

می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه ی خویش


تو نمی دانستی.....

تو نمی دانستی که با رفتنت از صفحه ی دل من پاک نمی شوی

تو نمی دانستی با رفتنت چشمان غمناک مرا به انتظار دیدنت می گذاری

تو نمی دانستی با رفتنت فکر و خیال با تو بودن را برای من به یادگار می گذاری 

تو نمی دانستی.....

آری ... درخیالم فکر می کنم تو نمی دانستی

شاید اینگونه قلبم بهانه ای برای تپیدن داشته باشد

بهانه ی اینکه شاید روزی بفهمی و بازگردی



9.2.87

نیلوفر




سه شنبه 2 فروردین 1390 توسط نیلوفر علیزاده | مسافر ()



در گذرگاه زمان,خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد عشق ها می میرند رنگ ها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست نا خورده به جا می مانند...

نیلوفر علیزاده

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

RSS 2.0

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار