تبلیغات
جاده تنهایی
جاده تنهایی

می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه ی خویش


درد دل

اگه یه روزی حتی 1 ثانیه فکر کنی اشتباه کردی

اگه فکر کنی داری اشتباه می کنی

اگه فکر کنی بازم چشمات کور شد و نفهمیدی کجا داری میری

اگه با خودت درگیر شدی به تناقض رسیدی و کلافه...

اگه...

.

.

نمی خواستم بیام نمی خواستم چیزی بنویسم

اما

اما...

الان یعنی چند دقیقه پیش یه چیز که نه یه چیزایی دیدم که کلی پرونده کهنه و کلی شک و تردید و سوال و ابهام دوباره آورد توی ذهن داغونم...

الان دوباره فکرم پریده...

وقتی به چیزی شک داشته باشی وقتی دنبال بهانه های کوچیک می گردی که بگی نه دارم اشتباه می کنم میدونم راهم درسته می دونم...

اما هر چی می بینی داره بر خلاف تو عمل می کنه ... داره شکتو به یقین تبدیل می کنه..

داره می گه بازم بازی... بازم... !! نمی گم واژه اش و ...

.

.

چرا همیشه فکر می کنیم دوری  جدایی یعنی اینکه بهم بگیم خوب دیگه گمشو برو....!!!!

نه .. یه موقع ها یکی تو فاصله 30 سانتی متری ات نشسته و کیلومتر ها ازت فاصله داره.... آصلا یه جای دیگه است !!

چه حس بدیه..

.

.

خدایا تو دل هیچ کس شک ننداز نابودش می کنه

خدایا هرکی از دلم دوره یا از دلش دورم از چشمام هم دورش کن و البته از چشماش هم دورم کن

 

نیلوفر علیزاده


یکشنبه 21 فروردین 1390 توسط نیلوفر علیزاده | مسافر ()



در گذرگاه زمان,خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد عشق ها می میرند رنگ ها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست نا خورده به جا می مانند...

نیلوفر علیزاده

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

RSS 2.0

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار