تبلیغات
جاده تنهایی
جاده تنهایی

می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه ی خویش


خاطره

حس عجیبی تو دلم انگار تازه اومده....................!!!!!

خیلی با حال بود.....

البته به قول یكی اصلش همینه... اصلا باید اینطوری باشه.....

یعنی بازم می شه؟؟؟؟؟

حتی اگه قرار باشه تا آخر جاده صبر كنم و اون وقت هر چقدر خواستم............

صبر می كنم.......

اما اگه نرم یا  نیاد تا آخر جاده چی؟؟؟؟؟؟

.

.

.

.

و فقط خاطره هاست كه چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جا می ماند....

من می مونم و یه عروسك و یه خاطره به شیرینی عسل......



سه شنبه 6 اردیبهشت 1390 توسط نیلوفر علیزاده | مسافر ()



در گذرگاه زمان,خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد عشق ها می میرند رنگ ها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست نا خورده به جا می مانند...

نیلوفر علیزاده

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

RSS 2.0

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار