تبلیغات
جاده تنهایی
جاده تنهایی

می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه ی خویش


شهامت

 

یاد موقعی افتادم که  شهامت گفتن حرف دلمو نداشتم

مثلا اگه یکی و دوست داشتم کاری می کردم که فکر کنه ازش متنفرم!!

اما حالا خیلی وقته این شهامت و پیدا کردم

با این که توی رفتار اونا با من فرقی ایجاد نشده اما  پیش خودم خیالم راحته

ولی

.

.

.

هنوز دوستام و خیلی ها که می بینم این شهامت و ندارن

ان شا الله پیدا کنن!!!!


پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390 توسط نیلوفر علیزاده | مسافر ()



در گذرگاه زمان,خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد عشق ها می میرند رنگ ها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست نا خورده به جا می مانند...

نیلوفر علیزاده

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

RSS 2.0

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار