تبلیغات
جاده تنهایی
جاده تنهایی

می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه ی خویش


جاده تنهایی

واقعا نمی دونم چی بگم

الهی بمیرم واسه

واسه دلم......

قول بهت میدم که دیگه نذارم بشکنی......

مثل بقیه نباشی مثل بقیه می کننت....

باید به تنهایی عادت کنی....

تنهایی از بازیچه شدن بهتره.....

تنهایی بده اما اون بدتر

حالا که تونستی با صدای بلند بباری

هر شب می تونی تنهایی تا صبح بباری

حتی با صدای بلند.................

از فرصتت استفاده کن

شاید کور شدم و دیگه حتی اگه خواستم ببینم نتونم.....

بازم که داری تند تند می زنی.........

ناراحتی نداره که

به اینا می گن قسمت، تقدیر،  شاید

شاید تقاص یه دل شکستن...

نمی دونم واقعا دل کیو و کی شکوندم  که این همه مجازات می شم

.

.

.

 100 بار گفتم به دوستم  حالا که اون نمیاد اینجا به شما هم می گم دل نشکونید

من درس عبرت واسه همه ام

جاده ام شده واقعا جاده تنهایی.......

کسی نموند........

کسی نخواست..........

(بغض،گریه،................)



جمعه 9 اردیبهشت 1390 توسط نیلوفر علیزاده | مسافر ()



در گذرگاه زمان,خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد عشق ها می میرند رنگ ها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست نا خورده به جا می مانند...

نیلوفر علیزاده

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

RSS 2.0

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار